سه دانه انگور سرخ
امتیاز : 0
نوجوان و داستانهای قرآنی
- کدکالا:
از 0 رای
... چند روز بیشتر از گفتوگوی مأمون با وزیران و دوستانش نگذشته بود که آنان مراسم دیگری را در قصر و تالار مخصوص مأمون بر پا کردند. مراسمی محرمانه که شرکتکنندگانش، چهار وزیر و دو تن از دوستان صمیمی خلیفه بودند! آنان به محض وارد شدن مأمون، از جا برخاستند و تعظیم کردند. مامون همان طور که روی تخت مخصوص خود مینشست، دستور داد تا ندیمانش برای آوردن پسر موسیالرضا، به منزل او بروند. ندیمان رفتند و دعوت خلیفه را به اطلاع وی رساندند. فرزند موسیالرضا، مانند همیشه تمایلی به حضور در قصر نداشت، اما وقتی با اصرار بیش از حد روبه رو شد، ناچار همراه آنها به طرف قصر حرکت کرد...
بخشها :
بازخوردها
ارسال بازخورد
- - نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
- - لطفا دیدگاهتان تا حد امکان مربوط به مطلب باشد.
- - لطفا فارسی بنویسید.
- - میخواهید عکس خودتان کنار نظرتان باشد؟ به gravatar.com بروید و عکستان را اضافه کنید.
- - نظرات شما بعد از تایید مدیریت منتشر خواهد شد
