سقای تنها
امتیاز : 0
نوجوان و داستانهای قرآنی
- کدکالا:
از 0 رای
... دیدهبان داد زد: - ای وای برما! ای وای بر ما ! عباس... عباس هم هست! نگهبان دستهی شمشیرش را گرفت و با نگرانی گفت: - به راستی که وای بر ما! چون حریف او نخواهیم شد! مرد کوتاه قد، سبیلاش را تابی داد و گفت: - اگر چه میانهی خوبی با او ندارم، اما باید اعتراف کنم و بگویم که به راستی مانند نامش «شیر ژیان» است! آن هم شیر ژیانی که هم دلیر و از خود گذشته است و هم مهربان و رئوف. راستش تا به حال برادری ندیدهام که این قدر، برادرش را دوست داشته باشد و به خاطر او، دنیایی فداکاری و از خودگذشتگی بهخرج دهد! ...
بخشها :
بازخوردها
ارسال بازخورد
- - نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
- - لطفا دیدگاهتان تا حد امکان مربوط به مطلب باشد.
- - لطفا فارسی بنویسید.
- - میخواهید عکس خودتان کنار نظرتان باشد؟ به gravatar.com بروید و عکستان را اضافه کنید.
- - نظرات شما بعد از تایید مدیریت منتشر خواهد شد
