مهارت‌های زندگی برای کودکان؛ چیزهایی که کودک باید برای زندگی یاد بگیرد

مهارت‌های زندگی چیست؟

کودک فقط برای موفقیت در مدرسه به مهارت نیاز ندارد. او باید یاد بگیرد چگونه با دیگران ارتباط برقرار کند، احساساتش را بشناسد، تصمیم بگیرد، مشکلش را حل کند، از خودش مراقبت کند و مسئولیت‌های متناسب با سنش را بپذیرد.

به این توانایی‌ها می‌توان مهارت‌های زندگی گفت.

مهارت زندگی چیزی نیست که فقط با نصیحت آموخته شود.

کودک باید فرصت داشته باشد تمرین کند، اشتباه کند و دوباره تلاش کند.

مهم‌ترین مهارت‌های زندگی برای کودک

مهارت‌های زندگی مجموعه بزرگی هستند، اما چند گروه اهمیت ویژه‌ای دارند:

  • خودشناسی
  • شناخت و تنظیم احساسات
  • ارتباط مؤثر
  • همدلی
  • تصمیم‌گیری
  • حل مسئله
  • تفکر انتقادی
  • مدیریت خشم و استرس
  • مسئولیت‌پذیری
  • خودمراقبتی
  • همکاری
  • درخواست کمک
  • مدیریت ساده پول
  • مهارت‌های ایمنی

قرار نیست همه این مهارت‌ها یک‌باره آموزش داده شوند.

آموزش مهارت‌ها باید متناسب با سن باشد

از یک کودک چهار ساله نمی‌توان انتظار داشت مانند یک نوجوان تصمیم‌گیری کند.

مثلاً:

سنین پایین: انتخاب لباس، مرتب کردن اسباب‌بازی‌ها، بیان احساسات و رعایت نوبت.

سنین دبستان: انجام مسئولیت‌های خانه، حل اختلاف با دوستان، مدیریت تکالیف و مراقبت از وسایل شخصی.

نوجوانی: تصمیم‌گیری پیچیده‌تر، مدیریت پول، تفکر انتقادی، مدیریت زمان، شناخت خطرهای فضای مجازی و مسئولیت بیشتر در قبال انتخاب‌ها.

اصل مهم این است:

مهارت باید کمی چالش‌برانگیز باشد، اما برای سن و توانایی کودک قابل انجام باشد.

مهارت خودمراقبتی

یکی از اولین مهارت‌های زندگی، مراقبت از خود است.

کودک به تدریج باید یاد بگیرد:

  • لباس پوشیدن
  • شستن دست‌ها
  • مسواک زدن
  • مرتب کردن وسایل شخصی
  • مراقبت از وسایل
  • شناخت موقعیت‌های خطرناک
  • درخواست کمک در شرایط ضروری

والدین می‌توانند ابتدا آموزش دهند، سپس همراهی کنند و در نهایت بخشی از مسئولیت را به خود کودک بسپارند.

مسئولیت‌پذیری را با کارهای کوچک شروع کنیم

مسئولیت‌پذیری با دستورهای بزرگ ایجاد نمی‌شود.

برای کودک خردسال، مسئولیت می‌تواند گذاشتن اسباب‌بازی‌ها در جای خود باشد.

برای کودک بزرگ‌تر می‌تواند آماده کردن کیف مدرسه یا کمک در یک کار ساده خانه باشد.

نوجوان نیز می‌تواند مسئولیت بیشتری در برنامه‌ریزی شخصی، مراقبت از وسایل و مدیریت بخشی از پول خود داشته باشد.

هدف این نیست که کودک را با کار خانه خسته کنیم؛ هدف این است که تجربه کند:

«من عضو مؤثر این خانواده هستم.»

تصمیم‌گیری را به کودک تمرین بدهیم

والدین گاهی برای جلوگیری از اشتباه، همه تصمیم‌ها را به جای کودک می‌گیرند.

اما کودک باید فرصت انتخاب داشته باشد.

مثلاً:

«برای میان‌وعده سیب می‌خواهی یا موز؟»

بعدتر:

«برای انجام تکالیفت چه برنامه‌ای پیشنهاد می‌کنی؟»

و در نوجوانی:

«فکر می‌کنی بین این دو انتخاب، چه پیامدهایی وجود دارد؟»

انتخاب باید واقعی باشد، اما در محدوده‌ای که برای کودک امن و مناسب است.

حل مسئله را آموزش دهیم

وقتی کودک با مشکل روبه‌رو می‌شود، سریع نگوییم:

«بده من درستش کنم.»

ابتدا بپرسیم:

«مشکل دقیقاً چیست؟»

سپس:

«چه راه‌هایی به ذهنت می‌رسد؟»

بعد گزینه‌ها را بررسی کنید:

«اگر این کار را انجام دهی، چه اتفاقی ممکن است بیفتد؟»

این فرایند به کودک کمک می‌کند از واکنش فوری به سمت فکر کردن و انتخاب کردن برود.

شناخت احساسات

کودک باید بتواند احساسات خود را تشخیص دهد و درباره آن‌ها حرف بزند.

به جای اینکه فقط بگوییم:

«عصبانی نباش.»

می‌توانیم بگوییم:

«می‌بینم خیلی عصبانی شدی. چه چیزی باعث شد این‌قدر ناراحت شوی؟»

بعد می‌توان راه‌های سالم‌تری برای مدیریت احساس را تمرین کرد:

  • نفس عمیق
  • فاصله گرفتن کوتاه از موقعیت
  • صحبت کردن
  • نوشتن
  • فعالیت بدنی
  • کمک خواستن

احساسات بد نیستند؛ بعضی رفتارهایی که هنگام احساسات شدید انجام می‌دهیم ممکن است نامناسب باشند.

ارتباط مؤثر

کودک باید یاد بگیرد:

  1. درخواست خود را واضح بیان کند.
  2. گوش بدهد.
  3. نوبت صحبت را رعایت کند.
  4. مخالفت خود را محترمانه بیان کند.
  5. درباره احساسش صحبت کند.
  6. در صورت نیاز «نه» بگوید.

والدین می‌توانند این مهارت را در گفت‌وگوهای روزمره تمرین کنند.

«نه گفتن» یک مهارت مهم است

کودک باید بداند که در برخی موقعیت‌ها حق دارد مخالفت کند.

مثلاً اگر کسی از او بخواهد کاری انجام دهد که برایش ناراحت‌کننده یا ناامن است، بتواند بگوید:

«نه، من این کار را نمی‌خواهم.»

همچنین باید بداند اگر گفتن «نه» به تنهایی کافی نبود، می‌تواند از یک بزرگسال قابل اعتماد کمک بخواهد.

مهارت درخواست کمک

استقلال به معنای انجام دادن همه کارها به تنهایی نیست.

کودک باید بداند:

کمک خواستن یک مهارت است، نه نشانه ضعف.

می‌توان از سنین پایین به کودک آموزش داد که وقتی گم شده، ترسیده، آسیب دیده، کسی او را تهدید کرده یا نمی‌داند چه کاری انجام دهد، به یک فرد قابل اعتماد مراجعه کند.

مدیریت پول

در سن مناسب می‌توان مفاهیم ساده مالی را آموزش داد:

  1. تفاوت نیاز و خواسته
  2. پس‌انداز
  3. خرج کردن
  4. مقایسه قیمت‌ها
  5. برنامه‌ریزی برای خرید

برای کودک خردسال، یک قلک می‌تواند شروع خوبی باشد.

برای نوجوان، می‌توان بودجه ساده هفتگی یا ماهانه تعیین کرد و اجازه داد بخشی از انتخاب‌های مالی خود را تجربه کند.

تفکر انتقادی

در دنیایی که کودک با حجم زیادی از اطلاعات و تبلیغات روبه‌روست، باید یاد بگیرد هر چیزی را بدون بررسی نپذیرد.

به کودک بزرگ‌تر می‌توان پرسید:

  • این اطلاعات را چه کسی گفته؟
  • از کجا آمده؟
  • آیا منبع دیگری هم همین را تأیید می‌کند؟
  • آیا ممکن است این پیام تبلیغاتی باشد؟
  • چه دلیلی برای درست بودن آن وجود دارد؟

این مهارت در فضای مجازی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

مدیریت زمان

کودک ابتدا به کمک والدین برای نظم دادن به برنامه روزانه نیاز دارد.

بعدتر می‌توان مسئولیت بیشتری به او سپرد.

برای مثال، کودک مدرسه‌ای می‌تواند یاد بگیرد بین:

  • تکلیف
  • بازی
  • خواب
  • فعالیت بدنی
  • زمان صفحه‌نمایش

تعادل برقرار کند.

در نوجوانی، برنامه‌ریزی شخصی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

مهارت‌های اجتماعی

کودک باید یاد بگیرد:

  • نوبت را رعایت کند.
  • همکاری کند.
  • اختلاف را بدون خشونت حل کند.
  • عذرخواهی کند.
  • اشتباه دیگران را ببخشد.
  • مرزهای دیگران را رعایت کند.
  • از مرزهای خودش نیز دفاع کند.

بازی‌های گروهی و فعالیت‌های خانوادگی فرصت‌های بسیار خوبی برای تمرین این مهارت‌ها هستند.

والدین الگوی مهارت‌های زندگی‌اند

کودک فقط از آنچه والدین می‌گویند یاد نمی‌گیرد؛ از رفتار آن‌ها نیز یاد می‌گیرد.

اگر والد هنگام عصبانیت فریاد می‌زند، آموزش کنترل خشم دشوار می‌شود.

اگر والد اشتباه خود را می‌پذیرد و عذرخواهی می‌کند، کودک نیز این رفتار را می‌آموزد.

اگر والد هنگام یک مشکل به جای سرزنش، راه‌حل‌ها را بررسی می‌کند، کودک حل مسئله را در عمل می‌بیند.

رفتار والدین یکی از قدرتمندترین کلاس‌های مهارت زندگی است.

از اشتباه کردن نترسیم!

کودک برای یادگیری مهارت زندگی باید فرصت اشتباه داشته باشد.

اگر هر بار که کودک اشتباه می‌کند او را سرزنش کنیم، ممکن است به جای یادگیری، از تجربه کردن بترسد.

پس از اشتباه می‌توان پرسید:

«چه اتفاقی افتاد؟»

«چه چیزی می‌توانیم از آن یاد بگیریم؟»

«دفعه بعد چه کاری را متفاوت انجام می‌دهی؟»

این نگاه، مسئولیت‌پذیری را با شرمندگی اشتباه نمی‌گیرد.

یک برنامه هفتگی مهارت زندگی

هر هفته فقط یک مهارت را انتخاب کنید.

مثلاً:

هفته اول: مرتب کردن وسایل شخصی

هفته دوم: بیان احساسات

هفته سوم: انتخاب و تصمیم‌گیری

هفته چهارم: حل یک مشکل روزمره

هفته پنجم: مدیریت پول توجیبی

هفته ششم: درخواست کمک

در پایان هفته، از کودک بپرسید:

«این هفته چه چیزی یاد گرفتی که قبلاً خودت نمی‌توانستی انجام بدهی؟»

این سؤال به او کمک می‌کند پیشرفت خودش را ببیند.

جمع‌بندی

مهارت‌های زندگی با سخنرانی و نصیحت ساخته نمی‌شوند.

کودک باید در زندگی واقعی فرصت داشته باشد انتخاب کند، مسئولیت بپذیرد، احساساتش را بشناسد، اشتباه کند، مسئله حل کند و دوباره تلاش کند.

نقش والدین این نیست که مسیر زندگی را کاملاً برای کودک هموار کنند؛ بلکه باید به تدریج ابزارهایی در اختیار او بگذارند تا بتواند مسیر خودش را بهتر طی کند.

هدف تربیت کودک مستقل، بی‌نیاز کردن او از دیگران نیست؛ هدف این است که بداند چه کاری را خودش می‌تواند انجام دهد و چه زمانی باید از دیگران کمک بخواهد.

محمدمهدی سیدناصری

پژوهشگر حقوق کودک و آینده کودکی در عصر دیجیتال

  • تاریخ: سه شنبه 20 مرداد 1405 - 11:41
  • صفحه: حقوق کودک
  • بازدید: 1
بازخوردها
    ارسال بازخورد
    (بعد از تائید مدیر منتشر خواهد شد)
    • - نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
    • - لطفا دیدگاهتان تا حد امکان مربوط به مطلب باشد.
    • - لطفا فارسی بنویسید.
    • - میخواهید عکس خودتان کنار نظرتان باشد؟ به gravatar.com بروید و عکستان را اضافه کنید.
    • - نظرات شما بعد از تایید مدیریت منتشر خواهد شد