مدیریت هیجان در کودکان؛ چگونه به فرزندمان کمک کنیم احساساتش را کنترل کند؟
مدیریت هیجان در کودکان؛ احساسات را سرکوب نکنیم، هدایت کنیم
همه کودکان احساسات مختلفی را تجربه میکنند؛ گاهی از ته دل میخندند، گاهی از شدت عصبانیت فریاد میزنند، گاهی از ترس به آغوش والدین پناه میآورند و گاهی هم بدون دلیل مشخصی گریه میکنند.
احساسات، بخشی طبیعی از زندگی هستند و هیچ کودکی بدون آنها رشد نمیکند. اما چیزی که باید آموخته شود، مدیریت هیجان است؛ یعنی کودک یاد بگیرد احساساتش را بشناسد، آنها را به شیوهای سالم بیان کند و در موقعیتهای مختلف، تصمیمهای بهتری بگیرد.
این مهارت، یکشبه به دست نمیآید و مانند خواندن یا نوشتن، نیاز به آموزش و تمرین دارد.
مدیریت هیجان یعنی چه؟
مدیریت هیجان به این معنا نیست که کودک هیچوقت عصبانی، ناراحت یا هیجانزده نشود.
بلکه یعنی بتواند:
- احساساتش را بشناسد.
- درباره آنها صحبت کند.
- بدون آسیب زدن به خودش یا دیگران، آنها را ابراز کند.
- پس از ناراحتی یا عصبانیت، دوباره آرام شود.
کودکی که این مهارت را یاد میگیرد، در روابط، درس، بازی و حل مشکلات نیز موفقتر عمل میکند.
چرا بعضی کودکان در کنترل احساساتشان مشکل دارند؟
کودکان با توانایی مدیریت هیجان به دنیا نمیآیند.
آنها به مرور و با کمک والدین، مربیان و تجربههای روزمره این مهارت را یاد میگیرند.
عوامل مختلفی میتوانند بر این توانایی تأثیر بگذارند، از جمله:
- سن کودک
- ویژگیهای شخصیتی
- محیط خانواده
- شیوه برخورد والدین با احساسات
- تجربههای استرسزا
بنابراین، وقتی کودکی نمیتواند احساساتش را کنترل کند، بیشتر از هر چیز به آموزش و همراهی نیاز دارد، نه سرزنش.
چگونه مدیریت هیجان را به کودک آموزش دهیم؟
به احساسات کودک اسم بدهید
کودکی که نمیتواند احساسش را بشناسد، نمیتواند آن را مدیریت کند.
وقتی کودک ناراحت یا عصبانی است، به او کمک کنید احساسش را نام ببرد.
مثلاً بگویید:
«فکر میکنم از اینکه دوستت اسباببازیات را گرفت، عصبانی شدی.»
یا:
«به نظر میرسد کمی نگران هستی.»
این کار به کودک کمک میکند بین احساسات مختلف تفاوت قائل شود.
به او نشان دهید همه احساسات طبیعی هستند
گاهی کودکان تصور میکنند عصبانی شدن یا ناراحت بودن یعنی بچه بدی هستند.
به او بگویید:
«همه آدمها گاهی عصبانی یا غمگین میشوند. مهم این است که با این احساسات چه کاری انجام میدهیم.»
این جمله، احساس گناه را از کودک دور میکند.
خودتان الگوی خوبی باشید
اگر هنگام عصبانیت داد بزنیم یا کنترل خودمان را از دست بدهیم، نمیتوانیم انتظار داشته باشیم کودک رفتار متفاوتی داشته باشد.
وقتی ناراحت هستید، احساساتتان را با آرامش بیان کنید.
برای مثال بگویید:
«الان کمی عصبانی هستم، چند دقیقه استراحت میکنم تا آرام شوم.»
کودکان از رفتار ما بیشتر از حرفهایمان یاد میگیرند.
راههای آرام شدن را با هم تمرین کنید
وقتی کودک آرام است، درباره روشهای کاهش هیجان با او صحبت کنید.
برای مثال:
- چند نفس عمیق کشیدن
- نوشیدن یک لیوان آب
- نقاشی کشیدن
- گوش دادن به موسیقی آرام
- در آغوش گرفتن یک عروسک
- کمی قدم زدن
تمرین این روشها در زمان آرامش، باعث میشود کودک هنگام عصبانیت راحتتر از آنها استفاده کند.
احساسات را از رفتار جدا کنید
ممکن است کودک عصبانی باشد، اما این به معنای مجاز بودن برای آسیب زدن به دیگران نیست.
میتوانید بگویید:
«عصبانی بودن طبیعی است، اما اجازه نداری کسی را بزنی.»
این جمله هم احساس کودک را میپذیرد و هم مرزهای رفتاری را مشخص میکند.
بعد از آرام شدن درباره اتفاق صحبت کنید
زمان عصبانیت، فرصت مناسبی برای آموزش نیست.
بعد از اینکه کودک آرام شد، درباره اتفاق صحبت کنید.
از او بپرسید:
- چه احساسی داشتی؟
- چه چیزی باعث شد این اتفاق بیفتد؟
- دفعه بعد چه کار دیگری میتوانی انجام دهی؟
این گفتوگوها به مرور مهارت خودتنظیمی را در کودک تقویت میکنند.
چه اشتباهاتی را نباید انجام دهیم؟
برخی واکنشها، مدیریت هیجان را برای کودک سختتر میکنند.
مانند:
- گفتن «گریه نکن.»
- مسخره کردن احساسات کودک.
- تهدید یا تنبیه به خاطر ناراحت شدن.
- نادیده گرفتن احساسات او.
- انتظار داشتن برای اینکه همیشه آرام باشد.
هدف، حذف احساسات نیست؛ بلکه یادگیری شیوه درست ابراز آنهاست.
از نگاه حقوق کودک
هر کودک حق دارد احساسات خود را آزادانه و در محیطی امن بیان کند. احترام به احساسات کودک، یکی از پایههای سلامت روان و رشد اجتماعی اوست.
والدین و مربیان وظیفه دارند فضایی فراهم کنند که کودک بدون ترس از قضاوت یا تحقیر، بتواند درباره احساساتش صحبت کند و مهارت مدیریت آنها را بیاموزد.
یک تمرین برای امروز
امروز در پایان روز، همراه فرزندتان یک بازی ساده انجام دهید.
از او بخواهید سه احساسی را که امروز تجربه کرده است نام ببرد؛ مثلاً خوشحالی، ناراحتی، عصبانیت یا هیجان.
سپس از او بپرسید:
«چه اتفاقی باعث شد این احساس را داشته باشی؟»
این گفتوگوی کوتاه، دایره واژگان هیجانی کودک را گسترش میدهد و به او کمک میکند احساساتش را بهتر بشناسد.
جمعبندی
مدیریت هیجان، یکی از مهمترین مهارتهایی است که کودک برای داشتن یک زندگی سالم و موفق به آن نیاز دارد. این مهارت با نصیحت کردن به دست نمیآید، بلکه در سایه رابطهای امن، گفتوگو، تمرین و الگوی مناسب والدین شکل میگیرد.
وقتی به کودکان یاد میدهیم احساساتشان را بشناسند، درباره آنها صحبت کنند و بدون آسیب زدن به خود یا دیگران آنها را ابراز کنند، در واقع ابزار ارزشمندی را برای تمام سالهای زندگی در اختیارشان قرار میدهیم.
به خاطر داشته باشیم که کودکی که احساساتش را میشناسد، بهتر میتواند رفتارهایش را مدیریت کند، روابط سالمتری بسازد و با چالشهای زندگی آرامتر روبهرو شود.
هیچ مطلبی یافت نشد

محمدمهدی سیدناصری
پژوهشگر حقوق کودک و آینده کودکی در عصر دیجیتال