چرا بعضی کودکان خودشان را دوست ندارند؟ نگاهی به ریشههای عزتنفس پایین در کودکان
چرا بعضی کودکان خودشان را دوست ندارند؟
«من هیچ کاری را درست انجام نمیدهم.»
«کاش مثل دوستم بودم.»
«من از همه بدترم.»
شنیدن چنین جملههایی از زبان یک کودک، برای هر پدر، مادر یا مربی نگرانکننده است. شاید تصور کنیم کودکان همیشه شاد و بیدغدغه هستند، اما واقعیت این است که آنها نیز مانند بزرگسالان، درباره خودشان فکر میکنند، خودشان را با دیگران مقایسه میکنند و گاهی احساس میکنند به اندازه کافی خوب نیستند.
این احساس، اگر ادامه پیدا کند، میتواند به کاهش عزتنفس و کمرنگ شدن احساس ارزشمندی منجر شود؛ یعنی کودک بهتدریج باور کند که دوستداشتنی، توانمند یا موفق نیست.
خبر خوب این است که این نگاه منفی به خود، در بسیاری از موارد قابل تغییر است؛ به شرط آنکه علتهای آن را بشناسیم و به موقع برای تقویت عزتنفس کودک اقدام کنیم.
دوست داشتن خود یعنی چه؟
دوست داشتن خود، به این معنا نیست که کودک فکر کند از همه بهتر است یا هیچ نقصی ندارد.
کودکی که خودش را دوست دارد، میداند گاهی اشتباه میکند، همیشه در همه کارها موفق نیست و ممکن است نقاط ضعفی هم داشته باشد؛ اما با وجود همه اینها، خودش را ارزشمند میداند.
او برای اشتباهاتش خودش را سرزنش نمیکند، بلکه تلاش میکند یاد بگیرد و بهتر شود.
چرا بعضی کودکان احساس ارزشمندی کمتری دارند؟
عوامل مختلفی میتوانند در شکلگیری این احساس نقش داشته باشند.
مقایسه شدن با دیگران
یکی از رایجترین دلایل کاهش عزتنفس، مقایسه مداوم کودک با خواهر، برادر، دوستان یا همکلاسیهاست.
وقتی کودک بارها میشنود:
«ببین خواهرت چقدر منظم است.»
یا
«دوستت همیشه بهترین نمره را میگیرد.»
بهتدریج این پیام را دریافت میکند که «من به اندازه کافی خوب نیستم.»
مقایسه، معمولاً انگیزه ایجاد نمیکند؛ بلکه احساس ناکافی بودن را افزایش میدهد.
انتقادهای مداوم
همه کودکان به راهنمایی نیاز دارند، اما اگر بیشتر حرفهایی که از والدین یا مربیان میشنوند، انتقاد باشد، کمکم تصویر منفی از خودشان پیدا میکنند.
کودکی که هر روز با جملههایی مانند:
- «باز هم اشتباه کردی.»
- «هیچوقت حواست جمع نیست.»
- «چرا مثل بقیه نیستی؟»
روبهرو شود، ممکن است این جملهها را به بخشی از باورهایش درباره خودش تبدیل کند.
توقعهای بیش از حد
گاهی والدین، از روی علاقه، انتظار دارند کودک در درس، ورزش، هنر یا رفتار اجتماعی همیشه بهترین باشد.
اما وقتی کودک احساس کند فقط در صورت موفقیت دوست داشته میشود یا مورد توجه قرار میگیرد، از شکست میترسد و ارزش خود را به نتیجه کارهایش گره میزند.
تجربه شکست بدون حمایت
شکست، بخشی طبیعی از زندگی است.
اما اگر بعد از هر شکست، کودک با سرزنش، تحقیر یا تمسخر روبهرو شود، ممکن است به این نتیجه برسد که «من توانایی انجام هیچ کاری را ندارم.»
در حالی که اگر بداند اشتباه کردن طبیعی است و خانواده در کنار او هستند، نگاهش به خودش متفاوت خواهد بود.
تفاوت عزتنفس و اعتمادبهنفس
این دو مفهوم گاهی با هم اشتباه گرفته میشوند.
اعتمادبهنفس یعنی باور به توانایی انجام یک کار.
مثلاً کودک فکر میکند میتواند دوچرخهسواری یاد بگیرد.
اما عزتنفس یعنی احساس ارزشمندی، حتی اگر در انجام آن کار موفق نشود.
ممکن است کودکی در درس ریاضی اعتمادبهنفس کمی داشته باشد، اما همچنان خودش را دوست داشته باشد و احساس کند انسان ارزشمندی است.
هدف ما باید تقویت هر دو باشد.
از کجا بفهمیم کودک احساس خوبی نسبت به خودش ندارد؟
هر کودکی احساساتش را به یک شکل نشان نمیدهد، اما بعضی نشانهها میتوانند زنگ خطر باشند.
برای مثال:
- مدام خودش را با دیگران مقایسه میکند.
- از امتحان کردن کارهای جدید میترسد.
- بعد از کوچکترین اشتباه، خودش را سرزنش میکند.
- از تعریف و تشویق دیگران خجالت میکشد یا آن را باور نمیکند.
- زود ناامید میشود.
- مرتب میگوید: «من نمیتوانم.»
البته وجود یکی از این رفتارها به تنهایی نشانه مشکل جدی نیست، اما اگر این احساسها ادامهدار باشند، بهتر است با دقت بیشتری به وضعیت کودک توجه کنیم.
چگونه به کودک کمک کنیم خودش را بیشتر دوست داشته باشد؟
عشق و محبت را به موفقیت وابسته نکنید
کودک باید بداند که حتی وقتی اشتباه میکند یا شکست میخورد، همچنان دوستداشتنی است.
این احساس امنیت، پایه عزتنفس سالم را شکل میدهد.
نقاط قوتش را به او یادآوری کنید
هر کودکی استعدادها و تواناییهای خاص خود را دارد.
یکی خوب نقاشی میکشد، دیگری خوب قصه تعریف میکند و کودک دیگری در دوستی و همدلی توانمند است.
کمک کنید کودک این تواناییها را ببیند.
اجازه دهید موفقیت را تجربه کند
مسئولیتهای کوچک، تصمیمگیریهای متناسب با سن و انجام دادن کارها بدون دخالت مداوم والدین، فرصت تجربه موفقیت را برای کودک فراهم میکند.
موفقیتهای کوچک، اعتماد و عزتنفس را بهتدریج افزایش میدهند.
به احساساتش احترام بگذارید
اگر کودک از خودش ناراضی است یا احساس شکست میکند، نگویید:
«این حرفها چیست؟»
یا
«بیخود ناراحت نباش.»
بهتر است ابتدا احساسش را بپذیرید و بعد با او گفتوگو کنید.
گاهی فقط شنیده شدن، نیمی از مسیر درمان است.
خودتان الگوی پذیرش خود باشید
کودکان از رفتار والدین بیشتر از حرفهای آنها یاد میگیرند.
اگر مدام خودتان را سرزنش کنید، از ظاهرتان ایراد بگیرید یا موفقیتهای خود را نادیده بگیرید، کودک نیز همین شیوه را میآموزد.
در مقابل، اگر با مهربانی با خودتان رفتار کنید، اشتباهاتتان را بپذیرید و برای پیشرفت تلاش کنید، این نگرش به کودک نیز منتقل خواهد شد.
چه زمانی باید از متخصص کمک بگیریم؟
اگر کودک برای مدت طولانی احساس بیارزشی دارد، از خودش متنفر است، مدام خود را سرزنش میکند، از جمع فاصله میگیرد یا علاقهاش به بازی و فعالیتهای روزمره کاهش یافته است، بهتر است با یک روانشناس کودک مشورت کنید.
رسیدگی زودهنگام به این موضوع، میتواند از شکلگیری مشکلات جدیتر در آینده پیشگیری کند.
از نگاه حقوق کودک
هر کودک حق دارد در محیطی رشد کند که در آن احساس امنیت، احترام و ارزشمندی داشته باشد. هیچ کودکی نباید به دلیل نمره، ظاهر، توانایی یا تفاوتهای فردی تحقیر یا با دیگران مقایسه شود.
یکی از مسئولیتهای مهم والدین و مربیان این است که به کودک کمک کنند تصویر مثبتی از خود بسازد؛ تصویری که بر پایه احترام، پذیرش و شناخت تواناییهای واقعی او شکل گرفته باشد، نه بر اساس رقابت و مقایسه.
یک تمرین برای امروز:
امشب قبل از خواب، از فرزندتان بخواهید سه ویژگی یا کاری را که در خودش دوست دارد، نام ببرد.
اگر برایش سخت بود، شما کمکش کنید.
مثلاً بگویید:
«من دوست دارم که تو مهربان هستی.»
«دوست دارم وقتی قولی میدهی، سعی میکنی به آن عمل کنی.»
«دوست دارم با اشتیاق چیزهای جدید یاد میگیری.»
این تمرین ساده، به کودک کمک میکند به جای تمرکز بر ضعفهایش، تواناییها و ویژگیهای مثبت خود را نیز ببیند.
جمعبندی
کودکی که خودش را دوست دارد، لزوماً کامل، بینقص یا همیشه موفق نیست. او یاد گرفته است که ارزشمندیاش به نمره، مدال یا نظر دیگران وابسته نیست.
والدین و مربیان با رفتارهای روزمره خود، نقش مهمی در شکلگیری این احساس دارند. وقتی کودک را با دیگران مقایسه نمیکنیم، تلاشش را میبینیم، به احساساتش احترام میگذاریم و محبت خود را به موفقیتهایش مشروط نمیکنیم، به او کمک میکنیم تصویری سالم و مهربانانه از خودش بسازد.
و شاید یکی از بزرگترین هدیههایی که بتوانیم به یک کودک بدهیم، این باشد که به او کمک کنیم با همه تواناییها و ضعفهایش، خودش را دوست داشته باشد.
هیچ مطلبی یافت نشد

محمدمهدی سیدناصری
پژوهشگر حقوق کودک و آینده کودکی در عصر دیجیتال