ترسهای طبیعی کودکان؛ چه ترسهایی طبیعی هستند و چگونه باید با آنها برخورد کنیم؟
ترسهای طبیعی کودکان؛ وقتی دنیا از نگاه کودک کمی ترسناک به نظر میرسد.
«مامان، چراغ را خاموش نکن.»
«من تنها به اتاقم نمیروم.»
«اگر هیولا زیر تخت باشد چه؟»
بسیاری از والدین این جملهها را از فرزندشان شنیدهاند. گاهی این ترسها باعث نگرانی خانواده میشوند و والدین تصور میکنند کودکشان بیش از حد حساس یا مضطرب است.
اما واقعیت این است که ترس، بخشی طبیعی از رشد کودکان است.
همانطور که کودکان راه رفتن یا حرف زدن را بهتدریج یاد میگیرند، احساس ترس نیز در مراحل مختلف رشد آنها تغییر میکند. بیشتر این ترسها با افزایش سن و تجربههای جدید، بهمرور کاهش پیدا میکنند.
چرا کودکان میترسند؟
ترس، یک واکنش طبیعی برای محافظت از انسان در برابر خطر است.
کودکان هنوز تجربه کافی از دنیای اطراف ندارند و قدرت تخیل آنها نیز بسیار بالاست. به همین دلیل، گاهی چیزهایی که برای بزرگسالان عادی به نظر میرسند، برای کودک ترسناک هستند.
ترس همیشه نشانه ضعف نیست؛ بلکه نشان میدهد کودک در حال شناخت محیط اطراف خود است.
ترسهای طبیعی در سنین مختلف
هر کودک با دیگری متفاوت است، اما برخی ترسها در سنین خاص بیشتر دیده میشوند.
۳ تا ۵ سالگی
در این سن، قدرت تخیل کودکان بسیار فعال است. به همین دلیل ممکن است از مواردی مانند:
- تاریکی
- هیولاها یا موجودات خیالی
- صداهای بلند
- حیوانات
- تنها ماندن
- جدا شدن از والدین
بترسند.
۶ تا ۹ سالگی
با بزرگتر شدن کودک، ترسها نیز واقعیتر میشوند.
برای مثال:
- ترس از شکست در مدرسه
- ترس از مسخره شدن
- نگرانی درباره دزد یا حوادث
- ترس از آسیب دیدن اعضای خانواده
۱۰ تا ۱۲ سالگی
در این سن، کودکان بیشتر درباره آینده و روابط اجتماعی فکر میکنند.
ممکن است نگران:
- پذیرفته نشدن در جمع دوستان
- امتحانها
- موفقیت تحصیلی
- بیماری یا اتفاقهای ناگوار
باشند.
هنگام ترس کودک چه کار کنیم؟
احساسش را جدی بگیرید
یکی از رایجترین اشتباهات این است که بگوییم:
«این که ترسی ندارد.»
یا
«تو دیگر بزرگ شدهای.»
این جملهها باعث نمیشوند ترس کودک از بین برود؛ فقط ممکن است احساس کند کسی او را درک نمیکند.
بهتر است بگویید:
«میدانم که الان ترسیدهای. بیا دربارهاش صحبت کنیم.»
به حرفهایش گوش دهید
از کودک بخواهید توضیح دهد دقیقاً از چه چیزی میترسد.
گاهی وقتی کودک درباره ترسش صحبت میکند، شدت آن کمتر میشود.
از قضاوت یا خندیدن به ترسهای او خودداری کنید.
به او احساس امنیت بدهید
گاهی تنها چیزی که کودک نیاز دارد، حضور آرام و مطمئن والدین است.
در آغوش گرفتن، گرفتن دست کودک یا چند دقیقه کنار او نشستن، میتواند احساس امنیت را افزایش دهد.
البته بهتر است این حمایت به وابستگی دائمی تبدیل نشود.
بهتدریج با ترس روبهرو شوید
اگر کودک از تاریکی میترسد، لازم نیست او را مجبور کنید یکباره در اتاق تاریک بخوابد.
میتوانید بهتدریج نور اتاق را کمتر کنید یا از چراغ خواب استفاده کنید تا احساس امنیت بیشتری داشته باشد.
روبهرو شدن تدریجی با ترس، معمولاً مؤثرتر از اجبار است.
مراقب حرفها و تصاویر باشید
گاهی اخبار، فیلمهای ترسناک یا حتی گفتوگوهای بزرگسالان درباره حوادث، میتوانند ترس کودک را افزایش دهند.
بهتر است محتوایی که کودک میبیند یا میشنود، متناسب با سن او باشد.
چه کارهایی را نباید انجام دهیم؟
در برخورد با ترس کودک، بهتر است از این رفتارها پرهیز کنیم:
- مسخره کردن یا خندیدن به ترس او
- مجبور کردن کودک به روبهرو شدن ناگهانی با چیزی که از آن میترسد
- استفاده از ترس برای تربیت کودک؛ مانند گفتن «اگر حرف گوش نکنی پلیس میآید» یا «لولو میآید.»
- بیتوجهی به احساسات او
چنین رفتارهایی ممکن است ترس کودک را عمیقتر کنند.
چه زمانی باید از متخصص کمک بگیریم؟
اگر ترس کودک:
- مدت طولانی ادامه داشته باشد،
- با افزایش سن شدیدتر شود،
- باعث شود از مدرسه، خواب یا فعالیتهای روزانه دوری کند،
- یا زندگی روزمره او را مختل کند،
بهتر است از روانشناس کودک کمک بگیرید.
از نگاه حقوق کودک
کودکان حق دارند در محیطی امن و آرام زندگی کنند؛ محیطی که در آن احساساتشان جدی گرفته شود و بتوانند بدون ترس از تحقیر یا سرزنش درباره نگرانیهای خود صحبت کنند.
احترام به احساسات کودک، حتی اگر از نگاه بزرگسالان ساده به نظر برسند، بخشی از احترام به کرامت و سلامت روان اوست.
یک تمرین برای امروز
امشب قبل از خواب، از فرزندتان بخواهید یکی از ترسهایش را برای شما نقاشی کند.
بعد از او بپرسید:
«اگر قرار بود به این ترس یک اسم بدهی، چه اسمی انتخاب میکردی؟»
سپس با هم درباره آن صحبت کنید.
گاهی وقتی کودک بتواند ترسش را تصویر کند و درباره آن حرف بزند، احساس میکند کنترل بیشتری بر آن دارد.
جمعبندی
ترس، بخشی طبیعی از دوران کودکی است و بیشتر کودکان در مراحل مختلف رشد، نگرانیها و ترسهای خاص خود را تجربه میکنند.
آنچه بیش از هر چیز به کودک کمک میکند، حضور آرام، حمایتگر و صبور والدین است. وقتی احساسات او را جدی میگیریم، بدون قضاوت به حرفهایش گوش میدهیم و قدمبهقدم برای روبهرو شدن با ترسهایش همراهش میشویم، به او یاد میدهیم که شجاع بودن به معنای نترسیدن نیست؛ بلکه یعنی با وجود ترس، آرامآرام راه مقابله با آن را پیدا کردن.
کودکی که احساس امنیت میکند، بهمرور یاد میگیرد بسیاری از ترسهایش را پشت سر بگذارد و با اعتماد بیشتری دنیای اطرافش را کشف کند.
هیچ مطلبی یافت نشد

محمدمهدی سیدناصری
پژوهشگر حقوق کودک و آینده کودکی در عصر دیجیتال